تبلیغات
بهترین آموزگار،معلمی است که چشم بسته نمره بدهد! - الو... انجمن!؟

بهترین آموزگار،معلمی است که چشم بسته نمره بدهد!

بیاید زندگی زیبارو، زیبا دوست داشته باشیم!

الو... انجمن!؟

الو...انجمن...!؟

خجالت نکشید. از این به بعد با ما تماس بگیرید و هر چه می خواهد دل تنگتان بپرسید. ما یک دستگاه گوشی تلفن خریده ایم برای همین جور تماس ها. البته هنوز شماره اش نکرده ایم(مثل موتورگازی آلوبخارا که هنوز شماره نشده) به هر حال روابط عمومی انجمن آماده ی پاسخگویی به سوالات کتبی و نیمه کتبی و تلفنی و تلگرافی شماست. خجالت نکشید، بپرسید.

:

:

:

-         الو...سارا کوچولو هستم از شیراز...

-         بفرمایید کاکو!

-         زمستان سال گذشته در شیراز ما باران نسبتا خوبی بارید. به جون شما وقتی باران می آید همه خوشحال می شوند. می دانید چرا؟

-         حتما به خاطر اینکه وضع محصولات کشاورزی خوب می شود دیگر.

-         نه کاکو. به خاطر این که شیر ارزان و فراوان می شود. آخه هشتاد درصد شیرهای ما توش آبه.

-         آهان! خب همه جا همین طوریه. خب حالا عرضتان را بفرمایید، کاکو!

-         می خواستم بگویم کاش از آسمان مقوا هم می آمد. حتما می پرسید چرا؟

-         خب بله، می پرسیم چرا؟

-         برای این که کارخانه های اینجا مدتی بود به خاطر نداشتن مقوا، شیر پاکتی تولید نمی کردند. من میگویم خدا که برای برکت دادن به شیر، باران فرستاده، کاش برای این کمبود هم از آسمان مقوا می فرستاد تا این مشکل کاملا بر طرف گردد.نظر شما چیه کاکو؟

-         بنده هم آرزو می کنم از آسمان بریتان گونی گونی اسکناس ببارد تا شما با آن گونیهای پول یک گله گاو(ازاین گاوهای تمام اتوماتیک بازار مشترک) بخرید. زیرا این گاو های تمام اتوماتیک جدید به جای علف مقوا و کاغذ باطله می خورند و از آن طرف دیگر شیر پاکتی بیرون می دهند.

-         متشکرم کاکو. الهی خیر ببینی که این راه را پیش پای ما گذاشتید و مشکل کا را حل کردید.

-         الو... بنده همشاگردی محترم شما جیم-میم، اَکابِری هستم و از تهران زنگ می زنم. می خواستم بپرسم دو دو تا می شود چند تا؟

-         الو...الو... قطع شد. متأسفانه نتوانستیم از این همشاگردی بپرسیم کلاس چندم هستند تا جواب دندان شکنی تحویلش بدهیم. اما بر طبق نظر کارشناسان اقتصادی بستگی دارد که این سوال در کجا و چه زمانی مطرح شود. مثلا در سر کلاس ریاضی از ترس معلم و نمره اش می شود: چهار تا، ولی در بازار و کوچه و خیابان می شود ده تا که خب البته این در تهران است. در شهرستان ها می شود هشت تا، در روستا ها می شود شش تا. کاملا بستگی به انصاف و معرفت طرفمان دارد؛ مثلا قیمت یک کیلو خیار چمبر درجه یک در بازار روز یکصد و پنجاه تومان(!)، در سر گردنه پانصد-ششصد تومان فروخته می شود و کسی هم نیست بپرسد چرا؟

کارشناسان مسایل قضایی و امور غذایی می گویند تا زمانی که قانون گرایی نباشد همین آش و است و همین کاسه.


امضا: روابط عمومی انجمن



[ شنبه 15 تیر 1392 ] [ 17:56 ] [ ورپریده (رهام آرمان) ] [ نظرات() ]

افزایش بازدید رایگانافزایش بازدید رایگان