تبلیغات
بهترین آموزگار،معلمی است که چشم بسته نمره بدهد! - مطالب میرزا کوفته ی تبریزی (آبتین)

بهترین آموزگار،معلمی است که چشم بسته نمره بدهد!

بیاید زندگی زیبارو، زیبا دوست داشته باشیم!

داس...تان
عطای آن شبکه را هم به لقایش بخشیدم. مثل این بود که همه اش باید دعوا می دیدم. یک کانال رفتم بالاتر تا رسیدم به شبکه ی علم و دانش؛ یعنی شبکه چهار.
یه گرگ بود و یه بره
هر دو میان درّه

کرگه درید بره را
شد بره ذره ذره
په خبر بود؟ حالم بهم خورد. با کج خلقی زدم پخش پنج. سینمائی داشت:
بازم فیلم تکراری، عجب اوضاع زاری
یک دزد بی مروت، یک قاتل فراری!

با هفت هشتا گلوله، هزار تا مرد را کشت
بعدش با نامزد خود، رفتش قایق سواری!
ترس برم داشت. تنها در خانه و این برنامه ها ترس هم داشت. جعبه ی جادویی را خاموش کردم و زدم شبکه ی آخر، یعنی شبکه ی خر و پف! هیچ چیز بهتر از خواب نیود.


[ چهارشنبه 15 آذر 1391 ] [ 19:41 ] [ میرزا کوفته ی تبریزی (آبتین) ] [ می تونست...() ]

داس...تان
فایده نداشت، از خیر این شبکه گذشتم و زدم شبکه دو، زکّی!:
گزارش بود از اعدام یک مرد
پر از بدبختی و مرگ و پر از درد

عیال و بچه اش را کشته بود او
نمی دانم چرا پس گریه می کرد؟!
تحمل دیدن این یکی را هم نداشتم. مثل راننده های حرفه ای زدم دنده سه، شبکه ی نسل جوان و ورزش! یا به عبارت دیگر شبکه ی فوتبال!
دلم خوش بود بر دروازه و توپ
ولی یک مرتبه شد جنگ و پیکار

چماق و سنگ و چوب پرتاب می شد
شدم از هر چه فوتبال است، بیزار!
عطای آن شبکه را هم به لقایش بخشیدم. مثل این بود که همه اش باید دعوا می دیدم. یک کانال رفتم بالاتر تا رسیدم به شبکه ی علم و دانش؛ یعنی شبکه چهار......
اگه خوشتون اومده یک بخش مونده برا دیدن اونم بیاید.
نظر یادتون نره!


[ یکشنبه 12 آذر 1391 ] [ 21:08 ] [ میرزا کوفته ی تبریزی (آبتین) ] [ نظرات() ]

داس...تان
شبکه ی آخر
شب بود و موقع خواب،آُسمان پر از ستاره های چشمک زن بود و من تنها در خانه. همیشه تنها در خانه بودن را دوست داشتم. بابا و مامان رفته بودند عروسی یکی از قوم و خویش ها و من می دانستم که تا دیر وقت سر و کله اشان پیدا نمی شود.
هوس کردم یک چیزی بخورم و یک چیزی ببینم. چیزی که جیگرم را حال بیاورد. خوردنی که چیزی پیدا نکردم جز یک تکه نان بربری. نان را سق زدم و با یک بالش و پتو دراز کشیدم جلوی تلویزیون. دستگاه کنترل را برداشتم و روشنش کردم. شبکه ی یک بود:
مثل همیشه:
خبر بود و خبر بود و خبر بود
خبر از جنگ و از کشتار و شر بود

خبر از کودتایی نا موفق
خبر از ا ئتلاف زور و زر بود

فایده نداشت، از خیر این شبکه گذشتم . زدم شبکه دو و بقیش تا بعد فعلاً!

[ دوشنبه 6 آذر 1391 ] [ 16:16 ] [ میرزا کوفته ی تبریزی (آبتین) ] [ ادامه ماجرا...() ]

افزایش بازدید رایگانافزایش بازدید رایگان